تبلیغات
آریان زمین

فونت زیبا ساز

جهاندار بر داوران داور است از اندیشه هركسی برتر است به یزدان كه گرما خرد داشتیم كجا این سرانجام بد داشتیم




‏ />فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
آرش برهنه شد و گفت ای مردم بدن مرا ببینید كه سالم است... چون با این كمان این تیر را بیندازم پاره پاره خواهم شد... من خود را فدای شما می كنم آرش كمانگیر وطن پرست فدای ایران زمین و ملت ایران كرد جشن تیرگان خجسته باد


طبقه بندی: ایران زمین، 

تاریخ : شنبه 16 تیر 1397 | 07:30 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
پیر نارستانه در ۳۱ کیلومتری شرق یزد وزرتشتیان هر ساله به مدت ۵ روز از روز سپندارمزد تا روز آذر از ماه تیر یعنی ۲ تا ۶ تیرماه در این مکان گردهم آمده و اهورا مزدا را نیایش میکنند.


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: زرتشیان، مزدایسته،  

تاریخ : یکشنبه 3 تیر 1397 | 10:45 ق.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
صادق هدایت، نامدارترین نویسنده دوران ما ، مقدمه خود را بر کتاب (( ترانه های خیام )) چنین آغاز می کند : (( شاید کمتر کتابی در دنیا مانند مجموعه ترانه های خیام تحسین شده ، مردود و منفور بوده ، تحریف شده ، بهتان خورده ، محکوم گردید، حلاچی شده ، شهرت عمومی و دنیا گیر پیدا کرده و بالاخره ناشناس مانده. )) هدایت در چند سطر پایین تر چنین می افزاید : (( اگر یکی از این نسخه های رباعیات را از روی تفریح ورق بزئیم و بخوانیم در آن به افکار متضاد ، به مضمون های گوناگون و به موضوع های قدیم و جدید بر می خوریم ، به طوری که اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و ملک و عقیده خود را عوض کرده باشد قادر به گفتن چنین افکاری نخواهد بود. )) نویسنده کتاب (( ترانه های خیام )) بسیاری از کتاب هایی را که در آنها مجموعه رباعیات خیام گرد آوری و چاپ شده اند (( جنگ مغلوطی از افکار مختلف )) می نامد و به آنها لقب (( آش درهم جوش )) می دهد. از قول سعید نفیسی در کتاب (( دمی با خیام )) چنین می خوانیم : (( آنچه تا کنون تحقیق کرده ام خیام ۳۲ بار به زبان انگلیسی، ۱۶ بار به زبان فرانسه، ۱۲ بار به زبان آلمانی، ۱۱ بار به زبان اردو، ۸ بار به زبان عربی، ۵ بار به زبان ایتالیایی، ۴ بار به زبان ترکی و روسی ، ۲ بار به زبان دانمارکی و سوئدی و ارمنی ترجمه شده و ترجمه (( فیتزجرالد )) تا ۱۹۲۵، ۱۳۹ مرتبه به چاپ رسیده است. )) (( ما شاهد بودیم که اهل علم از بین رفته و به دسته ای که عده شان کم و رنجشان بسیار بود منحصر گردیدند. و این عده انگشت شمار نیز در طی زندگی دشوار خود همتشان را صرف تحقیقات و اکتشافات علمی نمودند. ولی اغلب دانشمندان ما حق را به باطل می فروشند و از حد تزویر و طاهر سازی تجاوز نمی کنند و آن مقدار معرفتی که دارند برای اغراض پست مادی به کار می برند و اگر شخصی را طالب حق و ایثار کننده صدق و ساعی در رد باطل و ترک تزو بر ببینند استهزاء و استخفاف می کنند. )) در کتاب نقد و بررسی رباعی های عمر خیام محسن فرزانه دوران خیام را چنین تصویر می کند: (( عصر خیام ، عصر عصیان گران مذهبی و ملی است. عصیان بر حکومت اعراب و ترکان . ناصر خسرو، حسن صباح، عمر خیام و عین القضات همدانی از عاصیان برجسته و معاریف ملی این دوره اند. )) علی دشتی در (( دمی با خیام )) می افزاید : (( در این عصر ، گویی تبی شدید بر مزاج عقلی مردم مستولی شده بود که همه امور زندگی را بابستی از زاویه معتقدات مذهبی بنگرند. )) صادق هدایت در (( ترانه های خیام )) دوران زندگانی خیام را چنین تصویر می کند : (( محیط پست و متعصب خرافات پرست . )) دوران خیام دوران کشتار آزاد اندیشان و حقیقت جویان است. در این دوران ، ترکان سلجوقی بر ایران چیره شده اند و به گفته دشتی (( ترکان سلجوقی نژادی بیگانه بودند و می خواستند بر کشورهای اسلامی حکومت کنند. ناچار دیانت را دستاویز قرار داده کاسه از آش گرمتر شدند. )) کاسه، از آش آن چنان داغ تر شده بود که در دوران خیام واژه فلسفه به ناسزا تبدیل می شود ؛ فیلسوف را کافر، ملحد، زندیق ، خداناشناس و حتا خر می دانستند. کسانی چون سوزنی سمر قندی درباره فیلسوف می گفتند: فلسفه داند و از فلسفه دانان خر است. نزدیک به یک قرن پیش از خیام، دانشمندی به مانند محمد بن زکریای رازی آشکارا از فلسفه دم می زد و از برخورد اندیشه‌هایش با باورهای روحانیان بیم چندانی نداشت. اما در دوران سیاه زندگانی خیام این اندیشمند فرزانه اما سرکوفته ناچار می شود مظلومانه به دفاع از خود بپردازد و بگوید (( دشمن به غلط گفت که من فلسفیم. )). در دوران زندگانی خیام مخالفان علم و دانش و منطق که (( اشعریان )) نامیده می شوند بر جامعه ادبی و فرهنگی چیره شده اند. نظرها و اندیشه های هوادران علم و منطق یا (( معتزلیان )) به شدت کوبیده می شوند. از آنجا که برخی از اندیشمندان گفته اند که آفریدگار پس از آفرینش جهان و خلق انسان دیگر در کار جهان و جهانیان دخالتی ندارد از سوی فقیهان به فلسفه لقب (( علم تعطیل )) داده شده و فیلسوفان را کافر و بی دین نامیده اند. شریعت مداران می گویند نظریه عدم دخالت خدا در کار جهان و جهانیان کفر محض است و معنای آن چیزی جز تعطیل مقام خداوندی نیست. در چنین دوران (( فلسفه ستیزی )) است که خیام نمی تواند ترانه های فلسفی خود را انتشار بدهد؛ حوزه درسی بر پا نمی کند؛ و کالای خطرناک فلسفه را در پنهان گاه نگهداری می کند. در دوران زندگانی (( مولوی )) نیز فقیهان و شریعت مداران ضد علم و فلسفه بسیار نیرومندند. آفریدگار مثنوی، مولانا ، به ناچار سیمای خرد ستیزی و فلسفه براندازی برخود می گیرد و شاید هم از بیم جان و فشار زمانه می گوید...


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: عمر خیام، خیام نیشاپوری،  

تاریخ : جمعه 28 اردیبهشت 1397 | 06:48 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
مهندسین ایران باستان از سال 400 ق.م بنای خنک کننده گنبدی شکلی میساختند که یخچال نام داشت و میتوانست حتی در تابستانِ کویر هم یخ را نگهداری کند.

تاریخ : دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 | 02:30 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات



طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: ایران زمین ، خلیج پارس،  

تاریخ : دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 | 02:22 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
ایران کهن برای همه نژاد ها و تبارهای #ایرانی است. سرزمین ایران برای همه ی زبانها و گویش های #ایرانی است با هر زبان و هر گویش و هر تیره برای ایرانی بودن باید شرف #ایرانی داشت..


طبقه بندی: ایران زمین، 

تاریخ : دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 | 12:27 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
تیسپون که از توابع بابل باستانی و زمینش از آن بومیان عراق بود را پارتیان در سدهء پیش از زادروز مسیح برای پایتخت غربی شاهنشاهی ایران ساخته بودند، ودر همسایگی شرقی شهر افسانه ای بابل -که روزگاران درازی پایتخت امپراتوری شکوهمند کلده بود- ساخته شده بود. اردشیر بابکان وقتی شاهنشاهی شکوهمند ساسانی را تشکیل داد تیسپون را نوسازی کرده ،بخش غربی را «ویه اردشیر»نامید. پایتخت اردشیر بابکان درشهر گور (فیروزآبادکنونی در پارس)بود. شاپور اول که جانشین اردشیر بابکان شد شهر استخر را پایتخت قرار داد که روزگاری پایتخت شاهنشاهی هخامنشی بود. شاپور دوم در نیمهء سده چهارم میلادی دستگاه دولت را از استخر به تیسپون انتقال داد و از آن زمان به بعد تیسپون پایتخت اداری شاهنشاهی ساسانی بود. ما علت این تصمیم را نمی دانیم جز آنکه بپنداریم او می خاسته که پایتخت به مرزهای غربی کشور (صحنه جنگهای ایران وروم) نزدیکتر باشد. اما عمر و دیگر تازیان وحشی و حتی هیچ یک از اصحاب پیامبر اکرم (ص) ( البته بجز سلمان فارسی =دیدگاه بنده )پیش از حمله به ایران کشور ساسانی را فقط همین سرزمین میان دو رود دجله و فرات می پنداشتند و در ادامه پیروزی هایشان بود که متوجه شدند ایران کشور پهناوریست و هندوستان هم بسیار دورتر از جایی است که تا آن هنگام می پنداشته اند. بن مایه: تاریخ فروپاشی ساسانی امیرحسین خنجی


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: ساسانیان، ایران ساسانی،  

تاریخ : دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 | 09:34 ق.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
٦ فروردین سالگرد زادروز زرتشت خجسته باد زردشت بن پور و شسب در زمان 《 گشتاسب بن لهراسب 》 پادشاه عجم ( ایران ) ظهور کرد. پدرش از آذربایجان ( آتورپات ) و مادرش از ری و نام مادرش 《 دغذو 》 بود. زردشت را کتابی است که آنرا 《 زند اوستا 》 گویند و بعضی گویند آن کتاب بروی فرود آمده است و بعد از آن در موارد تکلیف که حرکات انسان است سخن گزار شد و به سه قسم تقسیم نمود: گویش ( گفتار نیک ) منش ( کردار نیک ) کنش ( پندار نیک ) زردشت که در پی هزاره امید بخشی ناجی رس در اندیشه پارسی پدید آمده بود می بایست با در نظر گرفتن نیازهای جامعه و زمان در آئینهای کهن، اجتهاد ( نوپردازی ) کند، یعنی با باور به بنیادها و پایه های راستین آنها ، در شیوه عمل و پیام رسانی نو پردازی و انقلاب کند. یکی به این دلیل که نظام تمدن و مالکیت دردها و نیازی های تازه ای به جان بشریت میریزد و بعد مصلحینی را به درمان کردن می انگیزد. اینکه کنفوسیوس ، لائوتسو ، بودا ، زردشت ، 《 حکمای سبعه 》 و فلاسفه یونان همه در یک عصرند به همین دلیل است و زردشت در آن دوره پاسخی بود به دردها و نیازهای تازه ایرانی. آئین زردشت ، مذهب واقعگرایی و خردگرایی است. بر خلاف مذهب یهودا که جهان را رنج می داند و زندگی را از یک عنصر آنهم رنج می یابد و هر پیوند و نیازی را عامل ذلت و بدبختی و رنج و انحطاط می شناسد و جهان و طبیعت و انسان را با نگاهی بدبینانه می بیند. آئین زرتشت ، مذهب خوشبینی و واقعگرایی است. کار و تولید و کشاورزی را بشدت تشویق می کند و برایش ثوابهای فراوان می شمارد. زندگی و ازدواج و پرداختن به همسایگان را ارج میگذارد و اساسا اخلاقش بر اساس روابط عملی کشاورزی است‌ ‌. بر خلاف اخلاق بودایی که بر اساس نفی زندگانی مادی و پرداختن به درون گرایی و 《 نقب زدن از درون 》 به ماوراء الطبیعه استوار است، به روح مذهب زردشت ر آلیستی شدید حاکم است. هجوم و حمله اساسی زردشت متوجه روحانیان است که وی از آنها با عنوان دیو یاد می کند و در اکثر نیایشها و پیامهایش حیله گری آنان را رسوا میکند. دیو در اصل بمعنی خداوند و پروردگار است اما زردشت گروه خداوندان آریایی پیش از خود را که آئینشان با آئین وی ناسازگار بود را 《 دیو 》 خواند و از پیروان اهریمن بشمار آورد. زردشت احیانا از امامان و مراجع تقلید ادیان پیشین خویش بعنوان دیوان یا پیامبر دروغ پرستان یاد میکند که از جمله《 گیرهم 》 است. ای 《 اهورا 》 هرچند 《 گیرهم 》 از بسیاری گناه بلند آوازه گردید، تو پاداش و پادافره هرکس را به یادداری و با بهترین منش از آن آگاهی》 ای 《 دیوان 》 ، روحانیون ، شما با اندیشه و گفتار کردار زشت و تباه کننده ای که اهریمن به شما و پیروان دروغ آموخت مردم را از زندگی خوب و جاودانی گمراه میکنید و قریب میدهید》


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: زردشت، زرتشت، زرتشت دانا،  

تاریخ : دوشنبه 6 فروردین 1397 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
تاریخ : جمعه 3 فروردین 1397 | 11:17 ق.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
چیدن خوان(سفره) در جشنهایی مانند نوروز، مهرگان، شب چله، سدره پوشی، گواه گیری، گهنبار و... یکی از سنتهای ایرانی است. عدد هفت در نزد زرتشتیان گرامی است و در خوان های آیینی نمادهایی از #هفت #امشاسپندان را قرار میدهند. در واقع حرف "س" یا "ش" اهمیتی ندارد بلکه فروزه های اهورامزدا بر سر سفره قرار میگیرند. واژه #امشاسپند از واژه اوستایی اَمِشَه سپَنتَه گرفته شده که به معنای مقدسان بی مرگ میباشد. امشاسپندان فروزه های اهورامزدا هستند که هر انسان برای رسیدن به کمال باید در خود تقویت کند. هر یک از امشاسپندان بجز اینکه یک فروزه مینوی است، یک نماد گیتوی نیز دارد. ✅نخستین امشاسپند یا فروزه اهورایی، #وهومن یا #بهمن نام دارد که به معنی اندیشه نیک میباشد. نماد آن در جهان مادی حیوانات سودمند میباشند. بجای آن بر سر خوان آیینی #شیر یا #تخم_مرغ میگذارند. ✅دومین امشاسپند یا فروزه اهورایی، #اشاوهیشتا یا #اردیبهشت نام دارد که به معنی راستی و پاکی میباشد. نماد آن در جهان مادی آتش است. بجای آن بر سر خوان آیینی #آتش یا #شمع روشن میگذارند. ✅سومین امشاسپند یا فروزه اهورایی، #خشتره_وئیریه یا #شهریور نام دارد که به معنی شهریاری نیک میباشد. نماد آن در جهان مادی فلزات میباشند. بجای آن بر سر خوان آیینی #ظرف_فلزی معمولا کاسه ای مسی محتوی آب و آویشن میگذارند. ✅چهارمین امشاسپند یا فروزه اهورایی، #سپنته_آرمئیتی یا #اسفند نام دارد که به معنی فروتنی افزاینده میباشد. نماد آن در جهان مادی زمین است. بجای آن بر سر خوان آیینی #میوه یا #لرک میگذارند ✅پنجمین امشاسپند یا فروزه اهورایی، #هئوروتات یا #خورداد نام دارد که به معنی رسایی و کمال میباشد. نماد آن در جهان مادی آب است. بجای آن بر سر خوان آیینی #آب میگذارند. ✅ششمین امشاسپند یا فروزه اهورایی، #امرتات یا #امرداد نام دارد که به معنی جاودانگی و بی مرگی میباشد. نماد آن در جهان مادی گیاهان میباشند. بجای آن بر سر خوان آیینی شاخ #سرو یا #مورد میگذارند. ✅هفتمین امشاسپند یا فروزه اهورایی، #اهورامزدا یا #اورمزد نام دارد که به معنی هستی بخش دانای بزرگ میباشد. به نماد اهورامزدا بر سر خوان آیینی کتاب #اوستا را میگذارند. ✅بجز اینها مواردی دیگری مانند فرتور اشوزرتشت، قند سبز، گل، شیرینی و... نیز بر سر خوانهای آیینی قرار میگیرد.


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: هفت سین، سفره هفت سین، چیدن سفره،  

تاریخ : پنجشنبه 2 فروردین 1397 | 10:30 ق.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
گروهی از پژوهشگران و تاریخدان ها بر این باورند که نوروز را جمشید،شاه پیشدادی،بنیان نهاده است. این باور در شاهنامه ی فردوسی،نوشته های خیام نیشابوری و ابوریحان بیرونی به چشم میخورد. نخستین روز فروردین روزی است که جمشید پس از چند سده جنگ با دیوان، زمین را از شر آنان پاک کرد و آن روز را عید شادی نهاد.این روز اعتدال بهاری است و طول روز و شب در ایران زمین به اندازه یکدیگر می‌شود. پس اعتدال و سازش در میان شب و روز برقرار است. سرما و گرما که نماد بدی هستند در این روز راهی ندارند و این ها از نشانه های دادگری جمشیدی است. فردوسی مینویسد: جهان انجمن شد بر تخت او شگفتی فروماند از بخت او به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند چنین جشن فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان یادگار ز رنج و زبدشان نبد آگهی میان بسته دیوان بسان رهی ثعالبی در "تاریخ غرر الاخبار ملوک الفرس و سیرهم" آورده است:«سپس فرمان داد ارابه از عاج و چوب ساج بسازند و گستردنی دیبا بر آن بیافکنند. برآن سوار شد و به اهریمنان فرمان داد که آن را به دوش کشند و میان آسمان و زمین برند. تا او را از دماوند در هوا یکروزه به بابل رسانند. این به روز اورمزد بود از فروردین ماه که نخستین روز بهار است بسیاری از تاریخ نگاران همچون طبری و مسعودی در نوشته های خود آورده اند که این روزی بود که جم گردونه ای ساخت و بر فراز ایران گذر کرد و به همین روی آن را روز نو نامیدند:« پس (جمشید) دستور داد گردونه ای از آبگینه بسازند و بر دوش شیاطین نهاد و بران نشست و در هوا از شهر خود به بابل رفت. و آن روز هرمزد ( روز نخست) روز از فروردین ماه بود. مردم از این شگفتی آن روز را نوروز نام نهادند و جمشید دستور داد آن روز تا پنج روز پس از آن را جشن گیرند ابوریحان بیرونی که در سده ی سوم پژوهش های بسیاری در آیین های ایرانی و هندی داشته دیدگاه دیگری دارد:« …. این روز نخستین روزی بود که جمشید مروارید از دریا بیرون آورد، پیش از او کسی مروارید نمی شناخت و این روز به دخول آفتاب در برج حمل نزدیک بود و مردم آن را جشن می گرفتند و شادمانی کردند…» این جشن پس از دو نیمه شدن جمشید به دست ضحاک ماردوش به فراموشی سپرده شد. اما با روی کار آمدن آفریدون، بنیانگذار شاهی کیانیان، نوروز را به شیوه جمشید جشن گرفتند. در پی تلاش کیانیان نوروز ریشه گرفت و به همین دلیل به آن نوروز کیانی می گوید. میترایی ها به شوند همزمانی آیین داد در روز نخست فررودین و روزی که خورشید در اعتدال است آن روز را جشن می گرفتند.برپایه ی باور گذشتگان ما نخستین روز از فروردین روز بازگشت فروهر مردگان به زمین است. ایرانیان کهن از بیست و پنجم اسپند ماه تا روز نخست فروردین آماده پذیرایی از این فروهر درگذشتگان می شدند تا در نخستین روز سال نو که طبیعت، زندگی دوباره از سر می گیرد به زمین بیایند. در بسیارى از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاریخ طبرى، شاهنامه فردوسى و آثار بیرونى، نوروز به جمشید، شاه افسانه اى و در پاره اى دیگر به کیومرث نسبت داده شده و آن را به دلیل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشید و اعتدال طبیعت، بهترین روز در سال دانسته اند.شماری از مورخان مانند بناکتی و ابن بلخی این روز را روز به شاهی رسیدن جمشید تاجگذاری او می دانند:« ( جمشید) در تحویل آفتاب به نقطه حمل دران سرای بر تخت نشست و آن روز نوروز نام نهادند.» در ادبیات کهن ایرانیان آمده است که اورمزد(اهورامزدا)گیتی را در شش چَهره(گاهنبار)افرید و هر چهره پنج روز به طول انجامید.نخست آسمان،سپس آب،زمین،گیاهان،جانوران و در پایان ادمی را آفرید و چون افرینش آدمی در گاهنبار پایان سال رخ داده است،جشنی بزرگ به نام نوروز با شکوه هرچه تمام تر برپا میشود.به سخنی دیگر در این جشن آدمی زایش خود را جشن میگیرد شاهنشاه در نخستین روز سال نو موبدان، بزرگان، مقامات دولتى و فرماندهان ارشد نظامى، دانشمندان و نمایندگان سرزمین هاى دیگر را مى پذیرفت و ضمن سپاسگزارى از اهورامزدا، گزارش کارهاى سال کهنه و برنامه هاى دولت براى سال نو و دیدگاه خویش را بیان مى کرد که در برابر دیدگان همگان قرار گیرد. مهمترین سندی که در انجام این مراسم وجود دارد در دیوار پلکان شرقی ارگ پارسه( تخت جمشید) نگاشته شده است که بارعام شاه را مینمایاند.داریوش یکم هخامنشی در مراسم نوروز (هفت سال پس از آغاز فرمانروایىش) تصمیم خود را در زمینه ساخت سنگ نبشته بیستون بازگو کرد. مهمترین سندی که در انجام این مراسم وجود دارد در دیوار پلکان شرقی ارگ پارسه( تخت جمشید) نگاشته شده است که بارعام شاه را مینمایاند.داریوش یکم هخامنشی در مراسم نوروز (هفت سال پس از آغاز فرمانروایىش) تصمیم خود را در زمینه ساخت سنگ نبشته بیستون بازگو کرد. بزرگترین آرزوى داریوش که در این سنگ نبشته آمده است، این است که خداوند ایران را از آفت دروغ و خشکسالى و لشکر دشمن مصون بدارد.پس از پایان ساخت تخت جمشید در پارس و گشایش آن، آیین هاى رسمى نوروز، باشکوه بى مانندى در آنجا برگزار مى شد. مراسم نخستین نوروز در تخت جمشید،چهارده روز به درازا مى کشید. مردم عادى در تالار صد ستون و سران ایالات و مقامات تراز اول در تالارهاى دیگر این کاخ حضور مى یافتند.این مراسم در دوران پس از هخامنشیان به ویژه در دوران ساسانیان به شیوه گذشته برگزار می شد. دانش زیادی از چگونگی برگزاری نوروز در دوران اشکانیان وجود ندارد. اما در دوران ساسانیان آیین نوروز جمشیدی به شیوه جمشید با در نظر گرفتن برخی دگرگونی های زمانی برگزار می شد. از چند روز پیش از آغاز سال نو شاه اعلام می کرد برای دادخواهی جلوس می کند. هرکسی دادی داشت در این روز میگفت و به آن رسیدگی می شد: «آیین ساسانیان درین ایام چنین بود که پادشاه به روز نوروز اغاز می کرد و اعلام می نمود که برایشان جلوس کرده که به ایشان نیکی کند. » نوروز باستانی بر ایرانیان آریایی عزیز خجسته و شاد باد


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: نوروز، نوروز ایرانیان، سال نو،  

تاریخ : چهارشنبه 1 فروردین 1397 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب عکس
  • وب لیونکس
  • وب سیتی جاوا
  • وب یاسین دانلود