تبلیغات
آریان زمین

فونت زیبا ساز

جهاندار بر داوران داور است از اندیشه هركسی برتر است به یزدان كه گرما خرد داشتیم كجا این سرانجام بد داشتیم




‏ />فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
وهوخشترا دریافتن معنی زندگی و اقتدار متعلق بآن منوط بشناختن سرچشمه ایست که از آنجا زندگی و اقتدار مربوط بآن برخاسته نصیب انسان میگردد بمض اینکه باین اصل عمده پی بردیم که آنچه در باطن ما در کار و کوشش است و آنچه در طی زندگانی باسم اقتدار خود را بهر یک از ما ظاهر میسازد از سر چشمه بی پایان ایزدی است آنگاه مناسبات خود را با آفریدگار خویش شناخته خواهیم دانست که کالبد انسانی محط اقتدار مقدس ایزدی داده شده است. نظر بهمین معنی است که شاهنشاهان نامدار هخامنشی مثل (( کورش )) و (( داریوش )) بآنهمه عظمت و قدرت رسیدند چه آنان و بسا از پادشاهان دیگر ایران قدرت ایزدی را برای خیر نوع بشر در وجود خود حلول کرده می پنداشتند، و خود را مظهر سلطنت خداوندی میدانستند کورش فقط یک فاتح دلیر و ربر دستی نبود بلکه عدالت و مروت هماره در فتوحات هم عنان آن شاهنشاه مقتدر بود مجد و جلال سلطنت دیدگان او را خیره نکرده خود پرستی و غرور را پیشه خود نساخت بنصایح خیر خواهان گوش میداد در مقابل ارشاد نیک حق شناس بود با زیر دستان و کسان رسم مروت و انصاف را از دست نمیداد و با دشمنان مدارا میکرد صفحات تاریخ راجع باین پادشاه پر از عفو واغماض و مردانگی و آزادی خیال است دین و آئین ممالک مغلوب خود را محترم میداشت چنانکه رفتار وی نسبت بمذهب یهود نیز همین آزادی خیال را نشان داد اسرای یهود را که در بابل بودند اذن داد که بکنعان مراجعت کنند و ظروف طلا و نقره و معبد (( بیت المقدس )) را که پادشاه بابل (( نبو کدنرر )) غارت کرده بود بآنان پس داد و امر کرد که معبد خراب شده خود را برپا کنند (( تورات )) در کتاب (( اشعیای نبی )) ( در فصل ۴۵ فقره اول ) کورش را مسیح دین موسی خوانده که خداوند او را از برای نجات بنی اسرائیل برانگیخت. شاعر یونانی اشیلس که در سال ۵۲۵ تولد یافت و ۴۵۶ قبل از میلا در گذشت و خود در ردیف یونانیان در جنگ ( ماراتن ) و سلامیس بر ضد ایرانیان میجنگد در کتاب معروف خود موسوم به (( ایرانیان )) کورش را بهترین پادشاه برازنده سلطنت و مقنن نیک میشمرد. بقول (( هرودت )) ایرانیان او را پدر میخواند اند و در نیکی و خوبی هیچکس را نظیر و مانند او نمیدانسته اند و بعدها کزنفون و افلاطون نیز او را بنیکی یاد کرده اند. همچنین (( داریوش )) سومین پادشاه هخامنشی مثل (( چنگیز و تیمور )) فاتح خونخوار و بیرحمی که جز کشتن و سوختن و خراب کردن و غارت نمودن آرزوی دیگری نداشتند نبود بلکه وجود او مایه آبادی و نظم بود چون خود را مظهر اقتدار ایزدی میدانست کاری که شایسته مقامش نبود نمیکرد از اقتدار خویش سوء استفاده نمی نمود؛ خود در کتیبه بیستون گوید (( اهورا مزدا و فرشتگانش مرا یاری نمودند زیرا که من و خاندان من کینه ور و ستمگر و دروغگو نیستم )) بی شک این شاهنشاهان درست بمعنی حقیقی اقتدار پی برده قدرت را آلت انعدام و انهدام قرار نداده بلکه آن موهبت ایزدی را از برای خوشی و آسایش مللک و ملت خود بکار انداختند. یگانه اقتداری که شایسته است آرزو شده نهال آن را در بستان دل خود آبیاری نموده بپرورانیم همان اقتداری است که با جمیع شعبات آن فداکارانه از برای بهبودی حال دیگران بکار آید همان اقتداری که نه فقط در سرزمین خود بلکه در سراسر جهان اصول حریت و مساوات و اخوت بر پا سازد همان اقتداری که در این سرای خاکی سلطنت مینوی ایزدی بر انگیزد و علم خسروی روحانی بر افرازد همان اقتداری که روح و مفهوم آن در آئین مزدیسنا در تحت کلمه ( وهوخشتر ) بیان شده است


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: شهریاری، شهریور، شاهنشاه، پادشاه،  

تاریخ : سه شنبه 26 شهریور 1398 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
جهان هستی در سنت ایرانی عمر جهان دوازده هزار سال است و تصور میشود که این عدد ۱۲ از بروج دوازده گانه پدید آمده است این دوازده هزار سال که عمر جهان است زمان کرانه مندنام دارد که خود قسمتی است از زمان بیکرانه . این دوره دوازده هزار ساله بافراشکرت یا تجدید خلقت بسته میشود و دوره ای دیگر شروع میشود ‌و پایان آن گویا بستگی به یک واقعه کیهانی دارد و این دوره آنگاه پایان مییابد که ستارگان راه معینی را بپیمایند و به خمی دور دست برسند دوره دوازده هزار ساله هستی به چهار دوره سه هزار ساله تقسیم میشود در هزارسال نخستین عالم هستی فقط یک عالم متعالی است که در آن مثال همه موجودات بصورت فروشی یا فرور پدیدار میشوند در مدت این سه هزار سال جهان در سکون مطلق است ماه ، ستاره ، خورشید ، انسان ، آب ، گیاه ، حیوان و فضای فروغ بی پایان وجود دارد ولی بصورت مثالی و همه ساکن اند آنچه که باین عالم ساکن و روح میبخشد نیروئی از تجلیات خود اهورا است و بنابر فروردین یشت این نیرو فروشی است بتوسط این نیرو جهان در یک آن بحرکت و جنبش می افراد در نه هزار سال ابتدای بعدی این جهان فروری بجهان مادی تبدیل میشود بدینسان که فرورها در یک فاصله زمانی و کیهانی معین بپیکر مادی در می آیند و قبول نویسنده انجیل دیاتسرون کلمه گوشتمند میگردد بنابر کتاب بندهشن هرمزد پیش از خلق بشر به فرورها که مدت زمانی خود او در جهان مینو میزیستند گفت که یا جاودانه در جهان مینو باقی بمانند و یا برای جنگ با اهریمن به پیکر مادی در آیند و بجهان مادی فرود آیند و فرورها پذیرفتند که بجهان مادی فرود آیند و با بدی ها بجنگند و حافظ و نگهبان صورت جسمانی خود در زمین باشد از اینرو وظیفه فرور در زمین جنگجوئی برای پشتیبانی از نیکی و از میان بردن پلیدی و بدی است و معنی کلمه فرور نیز چنانکه خواهد آمد مبین همین وظیفه آنها است و بقول لومل اینان همزادان انسان هستند که در ابتدای زمان بمیل خویش پذیرفته اند که در جنگ کیهانی علیه اهریمن شرکت کنند


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: پیدایش زمین،  

تاریخ : چهارشنبه 7 فروردین 1398 | 07:03 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
هفت سین در سفره ی نوروزی « هفت سین » نیز فراهم می شود عدد هفت یکی از عددهای ورجاوند و گزیده شده در فرهنگ ایرانی و زرتشتیان است هفت سین در مراسم نوروزی به روایت های گوناگون به وجود آمده است گروهی از پژوهشگران بر این باورند که در زمان ساسانیان ، بشقاب های نقش دار بسیار زیبایی را از سرزمین چین به ایران آورده اند که به تدریج به نام آن سرزمین « چینی » نام گرفته اند و واژه چینی بعد ها به « سینی » تبدیل شده است در جشن نوروز آن زمان ، میوه ها و شیرینی ها و خوراکی های دیگر در هفت عدد از این سینی ها می چیدند و بر سر سفره نوروزی می نهادند و آن را هفت چینی یا هفت سینی می گفتند که بعدها در طول زمان به هفت سین تبدیل شده است گروهی دیگر بر این باورند که در زمان های پیش ، هفت شین بر سر سفره می گذاشتند مانند شیر ، شکر ، شیرینی ، شربت ، ... که به تدریج به هفت سین تبدیل شده است گروهی دیگر بر این گمانند که ابتدا هفت چین بوده است یعنی هفت نوع چیدنی از درخت که بعدها به هفت سین تغییر یافته است در هر حال امروزه در بسیاری از خانواده های ززتشتی به ویژه در شهرها ، هفت سین نیز در سفره نوروزی فراهم می آید


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: سفره نوروزی، چیدن سفره ، عدد هفت مقدس،  

تاریخ : دوشنبه 5 فروردین 1398 | 06:34 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
سبزه از چیزهایی است که وجودش در سفره نوروزی ضرورت دارد زرتشتیان یزد به سبزه « ششه » می گویند دلیل سبز کردن روییدنی ها در خانه به هنگام نوروز ، آن است که جان گرفتن دانه ها و رویش گیاهان را در نوروز و تازه شدن زندگی را در بهار ، تداعی می نماید برای کاشتن ششه دانه هایی مانند گندم ، ماش ، عدس و تره تیزک ( شاهی ) را به مدت یک شبانه روز در آب می خیسانند سپس آنها را در کیسه های پارچه ای کوچک می بردند و در جایی گرمتر قرار می دهند تا جوانه بزنند جوانه زدن دانه ها را در گویش زرتشتیان یزد روز آمدن می گویند پس از آن دانه های روز آمده را در بشقاب های بی لبه معمولا به مقدار سه عدد که مخصوص کاشتن ششه است در زیر پرده ای از ماسه نرم می ریزند و آب می دهند تا سبز شوند و برای سفره نوروزی ( و نیز مراسم پنجه ) آماده گردند برخی از خانواده ها برای زیباتر شدن سفره های مراسم ، کوزه سبزه تهیه می کنند برای سبز کردن کوزه از دانه های تره تیزک که در آب لعابدار و چسبنده می شوند استفاده می کنند برای این کار ، یک کوزه سفالی نو را از آب پر می کنند و یک تک پارچه ی سفید کتانی را روی آن می پیچند آن گاه پارچه نم دار را با لایه ای نازک از دانه های چسبنده تره تیزک می پوشانند دانه های به تدریج بر اثر رطوبت کوزه رشد می کنند و سبزه می شوند


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: سبزه عید،  

تاریخ : یکشنبه 4 فروردین 1398 | 07:24 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
جشن فروردین و مهرگان چنین بنظر میرسد که جشن فروردین جشن دینی ایران شمالی بوده است که مهد آئین زرتشت است و آداب ورسوم اوستائی در آنجا بیشتر رایج بوده است ایرانیان شمالی این جشن را بیاد درگذشتگان خود و بنابر عقیده ای که بر فرورها و نزول نخستین فرور در روزهای همسپتمدم داشتند برگزار میکردند اما ایرانیان جنوبی یعنی هخمامنشان جشن اول سال را در مهرماه میگرفتند و آنرا فعکان مینامیدند کلمه سال در فارسی که بعنوان واحد زمانی بکار رفته است مشتق از کلمه سرد ایرانی کهن بمعنی سرد است و از اینرو آغاز آن ابتدای فصل سرد یعنی مهرماه بود است و نیز بهمین جهت است که نوروز در لهجه های میانه ایرانی نو سرد nosard و در ارمنی nava sarda. گفته میشود گویا در دوران ساسانیان که خود جنوبی بودند ولی به سنت های شمالی و اوستایی بیشتر علاقه داشتند جشن دینی فروردین در ناحیه جنوبی ایران زمین بزرگ رونق و شکوه یافت


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: مهر، جشن مهر، نو روز،  

تاریخ : شنبه 3 فروردین 1398 | 12:50 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
چون جشن فروردین در ایران هنوز برپا میشود همگان کم و بیش از مراسم آن آگاهند و در اینجا فقط بذکر آئین پارسیان در هنگام جشن فروردین اشاره میشود در خانواده های پارسی برای جشن فروردین خانه را تمیز و دیوارها را سفید می کنند و اگر نتوانند همه اطاق های خانه را سفید کنند حتما اطاقی را که در آن مراسم نوروزی برپا میشود سفید می کنند و می آرایند و بر روی میز کوزه آب و گلدان گل و ظرفی از آتش می گزارند و آتش را با چوب صندل و چوب های خوشبو نیرو میدهند و هرکسی می بایستی با دست خود چوب بر آتش بگذارد و نام درگذشتکان خانواده را برشمارد گاهی برای هر یک از کسانی که بتازکی درگذشته باشند یک گلدان گل در اطاق مخصوص فروردین میگذارند و این یاد آور رسم قدیم در روم قدیم است که ذکر آن گذشت آنکتیل دوپرون مینویسد که در زمان پارسیان بهنگام نوروز از خانه بیرون نمی رفتند زیرا رفتن صاحب خانه موجب ناخشنودی مهمانان آسمانی میشد مردم شهریار معتقدند که در شب آخر سال ارواح در گذشتکان به خانه های خود باز میگردند و اگر چراغ فرزندان روشن باشد شاد میگردند از اینرو بهنگام جشن سال نو پیش از تاریک شدن هوا چراغ می افروزند


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: سال نو، نوروز باستانی، عید نو،  

تاریخ : جمعه 2 فروردین 1398 | 03:13 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
آتش روی بام خانه پسین همان روز شاخه هایی از هیزم را که از پیش آماده کرده اند به پشت بام می برند بانوی خانه همراه با هیزم ، تاس آب و بشقاب ششه و گلچه مورد و چراغ روغنی یا نفتی روشن و سینی میوه را کم کم به بالای خانه می برد چنان که پیشتر نیز گفته شده عده ای از زرتشتیان بر این باورند که فروهر های پاک نیاکان شان از ده روز پیش از نوروز برای سرکشی و دیدار خانواده خود از آسمان به زمین فرود می آیند و ده شبانه روز در خانه و کاشانه خود به سر می برند از این رو در پایان آخرین شبی که فروهرها به جای مینوی خود باز خواهند گشت بر بلندی بام ها آتش می افروزند تا بدین گونه شادمانی خود را از آمدن آنان نشان دهند و نیز آرزوی خود را برای بازگشت آنان در سال آینده ابزار دارند برخی از زرتشتیان شریف آباد اردکان ، روز قبل از آتش افروزی روی پشت بام برای پنجه با گل رس کوه و کپی نیز درست می کنند و آنها را نیز با بقیه چیزها به پشت بام می برند به این انگیزه در سپیده دم نوروز ، بانوی خانه ، مقداری آتش را در حالی که شعله می کشد از اجاق خانه بر می دارد و در آتش دان کوچکی می نهد و همراه با مقداری برگ خشک آویشن که در دست دیگر دارد به بام خانه می برد همه اهل خانه نیز به دنبال او به پشت بام می روند همه باهم رو به افق خاور . بخشی از سرودهای اوستایی را که در نیایش و ستایش پروردگار است می سرایند و پیرترین مرد یا زن خانواده همزمان یا سرایش اوستای درون میوه های داخلی سینی را با کارد به دو نیم می برد و با این کار ، میوه ها را در بدرقه راه فروهر ها قربانی می کند با آغاز سپیده دم ، موبد مسئول آتشکده محل ، با به صدا در آوردن زنگ آتشکده و روشن نمودن هیزم بر بالای بام آتشکده ، آغاز بازگشت فروهرها از زمین و نیز آغاز نخستین روز سال نو را گزارش می دهند در این هنگام ، همه خانواده ها هیزم ها را بر بالای بام خانه های خود روشن می کنند و به این ترتیب ، نوروز با شادی و نور و نیایش آغاز می شود


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: چهارشنبه سوری، سوری، آتش مقدس، سیاوس ،  

تاریخ : سه شنبه 28 اسفند 1397 | 11:40 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
چهارشنبه سوری مردم ایران کهن پیش از فرار رسیدن هر جشن مذهبی به آتشکده ها روی می آوردند و به نیایش می پرداختند . زیرا آتش در دین ایران قدیم مقدس بود و از نظر مقام بمنزله فرزند اهورا محسوب میشد. بنابراین پیش از جشن نوروز مخصولا بایستی به آتشکده رفت اما افروختن آتش در چهارشنبه شب مسلما سالها پس از آغاز دوره اسلامی در ایران رایج گشته است زیرا در ایران قدیم هفته نبوده است و برای ایام هفته نامی نداشته اند اما رسم آتش افروزی پیش از عید بسیار کهن است و حتی مربوط به زمانهای پیش از زرتشت و دورانهای هند و اروپایی است واژه سوری فارسی صفت پهلوی سوری است. پسوند نسبت است و بمعنی سرخ است و در زبان فارسی گل سوری بمعنی گل سرخ از همین ریشه است و این چهارشنبه را از آن جهت سوری گفته اند که در آن آتش سرخ افروخته می‌شد این آتش در هنگام ساسانیان گویا در شب آغاز همسپتمدم یعنی ششم اسفند ماه افروخته میشده است و شاید از اینرو بوده است که فرورها از دیدن دود آتش ، جایگاه و باصطاح دودمان خویش را باز شناسند و بدانسوی پرواز کنند فرور در گذشته چنانکه گذشت وابسته به دودمان است و واژه فرانسوی نیز که بمعنی خانه و خانواده استعمال می‌شود یادگار ریشه کهن هند و اروپایی است و با بمعنی آتش همریشه است آتش افروزی پیش از نوروز و مخصوصا آتش افروزی بر روی بامها که در ایران کهن مرسوم بوده و امروز نیز در روستاها معمول است گویا برای راهنمائی فرورها بسوی دودمان هاست تا دودمان خویش را باز شناسند و ده روز در میان فرزندان خویش بسربرند


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: سوری، چهارشنبه آخر سال ،  

تاریخ : سه شنبه 28 اسفند 1397 | 11:10 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
سپنتا آرمیتی عشق مقدس مطابق تعلیمات آشور زرتشت روح پرتو مقدسی از انوار الهی و این گوهر تابناک و طایر افلاکی در جسد خاکی و قفس وجود انسانی پنهان و برای مدتی معین بودیعه نهاده شده است، همه ارواح از یک محل و از یک حقیقت واحد صادر شده و جمیع افراد بشر در این نعمت الهی شریک و سهیم و از این گنج شایگان بالتساوی برخوردار و بهره مند میباشند اندک توجه بر اسرار کائنات بما ثابت می کند که (( همه نورها پرتو نور اوست)) و ارواح ذرات مجرده هستند از آن خورشید حقیقت که منبع جمیع انوار و مصدر ارواح انسانی است یعنی تمام ارواح در معنی یک روح واحد و از یک منبع صادر گردیده و در ظاهر تعدد پذیرفته و در ابدان مختلفه ساکن گردیده این عقیده طبعا حس محبت و اخوتی در جمیع ما ابناء انسان تولید می کند و در مقابل این تصور و تفکر جمیع صفات رذیله چون بغض و حسد و خشم و نفرت مغلوب و معدوم گردیده عشق حقیقی و محبت کامل جانشین آن خواهد کشت ، کم کم چون این تمایل و جذبات محبت در ما قوت گیرد نه تنها نوع انسان را بنظر اخوت خواهیم نگریست بلکه خلقت را یک مجسمه زیبایی دیده و کائنات چون معشوقه ای سراپا حسن در نظر ما جلوه گر خواهد شد: دل هر ذره را که بشکافی آفتابیش در میان یا بی چنان روی دل آرای عشق و حسن از هر طرف ظاهر و طالع گردیده ما را فریفته خود سازد که سراسر جهان را نیکو و نشانه ای از رحمت الهی دانسته و عالم آفرینش را پر تو نور او خواهیم دید و این مقام مرحله ایست که همه عرفا و حکما چون بدان سر منزل یقین رسیدند و جمال غیبی را از پس پرده طبیعت دیدند بی اختیار زبان جانشان بتوصیف عشق مشغول و آواز روحشان بر سرود محبت مترنم گردیده گفتند: بجهان خرم از آنم جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست و دانستند گر چه ابناء بشر در صورت متفاوت و متعددند لکن چون به معنی نگریم همه از یک مصدر جلال و از یک روح واحد میباشد پس باید از عالم ظاهر و کثرت گذشته بجهان معنی و وحدت رسیم تا همه ابناء بشر را یکسان دیده برادران خود شماریم زیرا: در معانی قسمت و اعداد نیست در معانی تجزیه و افراد نیست اتحاد یار با یاران خوش است پای معنی گیر صورت سرکش است ده چراغ ار حاضر آری در مکان هر یکی باشد بصورت غیر آن فرق نتوان کرد نور هر یکی چون بنورش روی آری بیشکی این عقیده و فلسفه نه تنها در عالم عرفان است بلکه در زندگانی اجتماعی و معاشرت نیز اهمیت فوق‌العاده دارد زیرا چون ما همه را یکسان دانستیم باهمه بمحبت کامل رفتار خواهیم نمود و طبعا محبت ما سبب تولید محبت در طرف نموده اثرات نیک آن متوجه خود ما خواهد گردید ، پس اگر مایلیم مورد توجه و محبت همه عالم گردید نخست باید بهمه عالم محبت ورزیده طرف توجه خود قرار دهیم. این است معنی حقیقی (( سپنتا آرمیتی )) و اثرات نیک آن در عالم مادی و معنوی، اینک باید اندک تفکر کرده دانست اگر روح عشق و محبت کاملی که در (( سپنتا آرمیتی )) بتصور آمده در هر یک از ظاهر گردد و همه بشر از این موهبت الهی و نعمت یزدانی بهره مند گردید تا چه اندازه جهان خرم و آباد و جهانیان شاد و آزاد خواهند کشت. چه نیکو بود اگر ما بجای صفات رزیله و افعال قبیحه مانند خشم و نفرت بغض و حسد قلب خود را جای عشق و محبت و رحم و شفقت ساخته روح را در پرتو انوار حقیقت و راستی منور میگرداندیم و بجای خود پرستی و خود خواهی دوست همه عالم و خیر خواه جمیع مخلوق میبودیم زیرا ریشه جمیع فساد و بنیاد همه رذائل خود خواهی است و اساس خود خواهی بر روی جهالت نهاده شده زیرا خود خواه از روی جهالت برای تحصیل سعادت و خوشی خود میکوشد و برای رسیدن بان بهر وسیله که ممکن است متشبت خواهد شد و از هروی گونه عمل بمنفعت او تمام شود و ولو بضرر دیگران نیز باشد مضایقه و خود داری نمی نماید و بسا بابن خیال مرتکب اعمال ناشایسته خواهد شد پس پایه اعمال ناشایسته او جمیعا بر روی خود خواهی و نشان جهالت است زیرا اگر جاهل نبود و روح عشق در وجودش میبود میدانست همانطور که او یکی از افراد هیئت جامعه انسانی است خوشی او نیز باید در سعادت جامعه بشر باشد، و اگر میدانست هرکس مایل است سعادتمند حقیقی گردد باید دیگران را سعادتمند نماید هرگز خور خواه نمیشد و بجای آنکه قلب تاریک خود را مملو از این صفات رذیله نماید و برای کسب منفعت خود راه کج پوید دلرا جایگاه نور ایزدی سپنتا آرمیتی نموده در شاهراه راستی قدم میزد و آن محبت و شفقتی را که یافته بود در راه خدمت بدیگران و نوع پروری صمیمانه نثار جهان و جهانیان مینمود و تا زندگانی سپنج بجا و فرصتی باقی داشت از این نعمت خداوندی یعنی عشق و مجت استفاده برده خود و دیگران را سعادتمند میساخت و معنی شعر خواجه را میدانست که فرمود: ای نور چشم من سخنی هست گوش کن تا ساغرت پراست بنوشان و نوش کن پس وقتی که جذبات عشق کامل در روح ظاهر شود چهره دلربای کائنات و سراسر موجودت طالع گردد و روی دل آرای عالم آفرینش از پس پرده غیب ظهور کند آنگاه عشق ما توسعه یافته همه جهان را فرا خواهد گرفت و آنچه را که دیده محبت بنگرد بجا و نیکو خواهد دید و همانطور که آفتاب جهانتاب چون طالع گردد بر همه جهان و جهانیان یکسان تابیده و از نور و حرارت خود همه موجودات را بهره مند


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: اسفند ، اسپند، امشاسپند اسفند،  

تاریخ : سه شنبه 21 اسفند 1397 | 06:32 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات

مهرگان یا جشن مهر یکی از بزرگترین جشن‌های ایران است که در مهر روز از برج مهر برگزار می‌شود. «مهرگان» پس از نوروز بزرگترین جشنایرانیان باستان بوده‌است.[۱] این جشن در جوامع ایرانی خارج از ایران نیز به گستردگی برگزار می‌شود.[۲]

این جشن در روزهای آغازین فصل پاییز برگزار می‌شود. زرتشتیان ایران و خارج از ایران آنرا در دهم مهر یا نزدیک‌ترین زمان به دهم مهر و یا پیش از آن برگزار می‌کنند.[۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]این جشن در مهر روز آغاز می‌شود و شش روز به درازا می‌انجامد و در روز رام روز به پایان می‌رسد. نخستین روز جشن، مهرگان عامه (همگانی) و واپسین روز جشن، مهرگان خاصه (ویژه) نامیده می‌شود.[نیازمند منبع] در زمان ساسانیان بر این باور بودند که اهوره‌مزدا یاقوت را در روز نوروز وزبرجد را در روز مهرگان آفریده‌است و از دیر باز ایرانیان بر این باور بودند که در این روز کاوه آهنگرعلیه ضحاک به پاخواست و فریدون بر اژی دهاک(ضحاک) غلبه کرد.[۱۶] مردم ایران از هزاره دوم پیش از میلاد آن را جشن می‌گیرند. مهرگان نیز همانند نوروز با آیین یگانه و آداب و رسوم ویژه برگزار می‌شود.[۱۷] مهر یا میترا در زبان فارسی به معنای «فروغ، روشنایی، دوستی، پیوستگی، پیوند و محبت» است و ضد دروغ، دروغ‌گویی، پیمان‌شکنی و نامهربانی کردن است. فلسفه جشن مهرگان سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمت‌هایی است که به انسان ارزانی داشته و استوار کردن دوستی‌ها و مهرورزی میان انسانهاست.[۱۷]


جشن مهرگان خجسته و شاد باش باد



طبقه بندی: ایران زمین، 

تاریخ : سه شنبه 10 مهر 1397 | 09:30 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
وهوخشترا 
دریافتن معنی زندگی و اقتدار متعلق بآن منوط بشناختن سرچشمه ایست که از آنجا زندگی و اقتدار مربوط بآن برخاسته نصیب انسان میگردد بمض اینکه باین اصل عمده  پی بردیم که آنچه در باطن ما در کار و کوشش است و آنچه در طی زندگانی باسم اقتدار خود را بهر یک از ما ظاهر میسازد از سر چشمه بی پایان ایزدی است آنگاه مناسبات خود را با آفریدگار خویش شناخته خواهیم دانست که کالبد انسانی محط اقتدار مقدس ایزدی داده شده است.
نظر بهمین معنی است که شاهنشاهان نامدار هخامنشی مثل (( کورش )) و (( داریوش )) بآنهمه عظمت و قدرت رسیدند چه آنان و بسا از پادشاهان دیگر ایران قدرت ایزدی را برای خیر نوع بشر در وجود خود حلول کرده می پنداشتند، و خود را مظهر سلطنت خداوندی میدانستند کورش فقط یک فاتح دلیر و ربر دستی نبود بلکه عدالت و مروت هماره در فتوحات هم عنان آن شاهنشاه مقتدر بود مجد و جلال سلطنت دیدگان او را خیره نکرده خود پرستی و غرور را پیشه خود نساخت بنصایح خیر خواهان گوش میداد در مقابل ارشاد نیک حق شناس بود با زیر دستان و کسان رسم مروت و انصاف را از دست نمیداد و با دشمنان مدارا میکرد صفحات تاریخ راجع باین پادشاه پر از عفو واغماض و مردانگی و آزادی خیال است دین و آئین ممالک مغلوب خود را محترم میداشت چنانکه رفتار وی نسبت بمذهب یهود نیز همین آزادی خیال را نشان داد اسرای یهود را که در بابل بودند اذن داد که بکنعان مراجعت کنند و ظروف طلا و نقره و معبد (( بیت المقدس )) را که پادشاه بابل (( نبو کدنرر  )) غارت کرده بود بآنان پس داد و امر کرد که معبد خراب شده خود را برپا کنند (( تورات )) در کتاب (( اشعیای نبی )) ( در فصل ۴۵ فقره اول ) کورش را مسیح دین موسی خوانده که خداوند او را از برای نجات بنی اسرائیل برانگیخت. 
شاعر یونانی اشیلس که در سال ۵۲۵ تولد یافت و ۴۵۶ قبل از میلا در گذشت و خود در ردیف یونانیان در جنگ ( ماراتن ) و سلامیس بر ضد ایرانیان میجنگد در کتاب معروف خود موسوم به (( ایرانیان  )) کورش را بهترین پادشاه برازنده سلطنت و مقنن نیک میشمرد.
بقول (( هرودت )) ایرانیان او را پدر میخواند اند و در نیکی و خوبی هیچکس را نظیر و مانند او نمیدانسته اند و بعدها کزنفون و افلاطون نیز او را بنیکی یاد کرده اند.
همچنین (( داریوش )) سومین پادشاه هخامنشی مثل (( چنگیز و تیمور )) فاتح خونخوار و بیرحمی که جز کشتن و سوختن و خراب کردن و غارت نمودن آرزوی دیگری نداشتند نبود بلکه وجود او مایه آبادی و نظم بود چون خود را مظهر اقتدار ایزدی میدانست کاری که شایسته مقامش نبود نمیکرد از اقتدار خویش سوء استفاده نمی نمود؛ خود در کتیبه بیستون گوید (( اهورا مزدا  و فرشتگانش مرا یاری نمودند زیرا که من و خاندان من کینه ور و ستمگر و دروغگو نیستم ))
بی شک این شاهنشاهان درست بمعنی حقیقی اقتدار پی برده قدرت را آلت انعدام و انهدام قرار نداده بلکه آن موهبت ایزدی را از برای خوشی و آسایش مللک و ملت خود بکار انداختند.
یگانه اقتداری که شایسته است آرزو شده نهال آن را در بستان دل خود آبیاری نموده بپرورانیم همان اقتداری است که با جمیع شعبات آن فداکارانه از برای بهبودی حال دیگران بکار آید همان اقتداری که نه فقط در سرزمین خود بلکه در سراسر جهان اصول حریت و مساوات و اخوت بر پا سازد همان اقتداری که در این سرای خاکی سلطنت مینوی ایزدی بر انگیزد و علم خسروی روحانی بر افرازد همان اقتداری که روح و مفهوم آن در آئین مزدیسنا در تحت کلمه ( وهوخشتر  ) بیان شده است.



طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: شهریار، شهریور، وهوخشترا، خشترا،  

تاریخ : شنبه 31 شهریور 1397 | 08:36 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات


«خُنُک در جَهان مرد‌ِ پیمانْ‌مَنِش
که پاکی و شرم است پیراهنِش

چو جانَش تَنَش را نگهبان بُوَد
همه زندگانیْش آسان بُوَد

بمانَد بدو رادی و راستی
نکوبد در ِکژّی و کاستی

هرآن چیز کان بهره‌ی تن بُوَد
روانش پس از مرگ روشن بُوَد
...
کسی کو بُوَد بر خِرَد پادشا
روان را ندارد به راه هوا»
#فردوسی

امید که این هفته:
«زِ تو چَشم آهرمنان دور باد
دل و جان تو خانه‌ی سور باد»

#فرستنده_جعفر_جعفرزاده 



طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: فردوسی، شاهنامه فردوسی، پارس،  

تاریخ : شنبه 17 شهریور 1397 | 10:41 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
آرش برهنه شد و گفت ای مردم بدن مرا ببینید كه سالم است... چون با این كمان این تیر را بیندازم پاره پاره خواهم شد... من خود را فدای شما می كنم آرش كمانگیر وطن پرست فدای ایران زمین و ملت ایران كرد جشن تیرگان خجسته باد


طبقه بندی: ایران زمین، 

تاریخ : شنبه 16 تیر 1397 | 07:30 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
پیر نارستانه در ۳۱ کیلومتری شرق یزد وزرتشتیان هر ساله به مدت ۵ روز از روز سپندارمزد تا روز آذر از ماه تیر یعنی ۲ تا ۶ تیرماه در این مکان گردهم آمده و اهورا مزدا را نیایش میکنند.


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: زرتشیان، مزدایسته،  

تاریخ : یکشنبه 3 تیر 1397 | 10:45 ق.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
صادق هدایت، نامدارترین نویسنده دوران ما ، مقدمه خود را بر کتاب (( ترانه های خیام )) چنین آغاز می کند : (( شاید کمتر کتابی در دنیا مانند مجموعه ترانه های خیام تحسین شده ، مردود و منفور بوده ، تحریف شده ، بهتان خورده ، محکوم گردید، حلاچی شده ، شهرت عمومی و دنیا گیر پیدا کرده و بالاخره ناشناس مانده. )) هدایت در چند سطر پایین تر چنین می افزاید : (( اگر یکی از این نسخه های رباعیات را از روی تفریح ورق بزئیم و بخوانیم در آن به افکار متضاد ، به مضمون های گوناگون و به موضوع های قدیم و جدید بر می خوریم ، به طوری که اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و ملک و عقیده خود را عوض کرده باشد قادر به گفتن چنین افکاری نخواهد بود. )) نویسنده کتاب (( ترانه های خیام )) بسیاری از کتاب هایی را که در آنها مجموعه رباعیات خیام گرد آوری و چاپ شده اند (( جنگ مغلوطی از افکار مختلف )) می نامد و به آنها لقب (( آش درهم جوش )) می دهد. از قول سعید نفیسی در کتاب (( دمی با خیام )) چنین می خوانیم : (( آنچه تا کنون تحقیق کرده ام خیام ۳۲ بار به زبان انگلیسی، ۱۶ بار به زبان فرانسه، ۱۲ بار به زبان آلمانی، ۱۱ بار به زبان اردو، ۸ بار به زبان عربی، ۵ بار به زبان ایتالیایی، ۴ بار به زبان ترکی و روسی ، ۲ بار به زبان دانمارکی و سوئدی و ارمنی ترجمه شده و ترجمه (( فیتزجرالد )) تا ۱۹۲۵، ۱۳۹ مرتبه به چاپ رسیده است. )) (( ما شاهد بودیم که اهل علم از بین رفته و به دسته ای که عده شان کم و رنجشان بسیار بود منحصر گردیدند. و این عده انگشت شمار نیز در طی زندگی دشوار خود همتشان را صرف تحقیقات و اکتشافات علمی نمودند. ولی اغلب دانشمندان ما حق را به باطل می فروشند و از حد تزویر و طاهر سازی تجاوز نمی کنند و آن مقدار معرفتی که دارند برای اغراض پست مادی به کار می برند و اگر شخصی را طالب حق و ایثار کننده صدق و ساعی در رد باطل و ترک تزو بر ببینند استهزاء و استخفاف می کنند. )) در کتاب نقد و بررسی رباعی های عمر خیام محسن فرزانه دوران خیام را چنین تصویر می کند: (( عصر خیام ، عصر عصیان گران مذهبی و ملی است. عصیان بر حکومت اعراب و ترکان . ناصر خسرو، حسن صباح، عمر خیام و عین القضات همدانی از عاصیان برجسته و معاریف ملی این دوره اند. )) علی دشتی در (( دمی با خیام )) می افزاید : (( در این عصر ، گویی تبی شدید بر مزاج عقلی مردم مستولی شده بود که همه امور زندگی را بابستی از زاویه معتقدات مذهبی بنگرند. )) صادق هدایت در (( ترانه های خیام )) دوران زندگانی خیام را چنین تصویر می کند : (( محیط پست و متعصب خرافات پرست . )) دوران خیام دوران کشتار آزاد اندیشان و حقیقت جویان است. در این دوران ، ترکان سلجوقی بر ایران چیره شده اند و به گفته دشتی (( ترکان سلجوقی نژادی بیگانه بودند و می خواستند بر کشورهای اسلامی حکومت کنند. ناچار دیانت را دستاویز قرار داده کاسه از آش گرمتر شدند. )) کاسه، از آش آن چنان داغ تر شده بود که در دوران خیام واژه فلسفه به ناسزا تبدیل می شود ؛ فیلسوف را کافر، ملحد، زندیق ، خداناشناس و حتا خر می دانستند. کسانی چون سوزنی سمر قندی درباره فیلسوف می گفتند: فلسفه داند و از فلسفه دانان خر است. نزدیک به یک قرن پیش از خیام، دانشمندی به مانند محمد بن زکریای رازی آشکارا از فلسفه دم می زد و از برخورد اندیشه‌هایش با باورهای روحانیان بیم چندانی نداشت. اما در دوران سیاه زندگانی خیام این اندیشمند فرزانه اما سرکوفته ناچار می شود مظلومانه به دفاع از خود بپردازد و بگوید (( دشمن به غلط گفت که من فلسفیم. )). در دوران زندگانی خیام مخالفان علم و دانش و منطق که (( اشعریان )) نامیده می شوند بر جامعه ادبی و فرهنگی چیره شده اند. نظرها و اندیشه های هوادران علم و منطق یا (( معتزلیان )) به شدت کوبیده می شوند. از آنجا که برخی از اندیشمندان گفته اند که آفریدگار پس از آفرینش جهان و خلق انسان دیگر در کار جهان و جهانیان دخالتی ندارد از سوی فقیهان به فلسفه لقب (( علم تعطیل )) داده شده و فیلسوفان را کافر و بی دین نامیده اند. شریعت مداران می گویند نظریه عدم دخالت خدا در کار جهان و جهانیان کفر محض است و معنای آن چیزی جز تعطیل مقام خداوندی نیست. در چنین دوران (( فلسفه ستیزی )) است که خیام نمی تواند ترانه های فلسفی خود را انتشار بدهد؛ حوزه درسی بر پا نمی کند؛ و کالای خطرناک فلسفه را در پنهان گاه نگهداری می کند. در دوران زندگانی (( مولوی )) نیز فقیهان و شریعت مداران ضد علم و فلسفه بسیار نیرومندند. آفریدگار مثنوی، مولانا ، به ناچار سیمای خرد ستیزی و فلسفه براندازی برخود می گیرد و شاید هم از بیم جان و فشار زمانه می گوید...


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: عمر خیام، خیام نیشاپوری،  

تاریخ : جمعه 28 اردیبهشت 1397 | 06:48 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب عکس
  • وب لیونکس
  • وب سیتی جاوا
  • وب یاسین دانلود