تبلیغات
آریان زمین - ٢٨ اردیبهشت سالروز ازدروز عمرخیام

فونت زیبا ساز

جهاندار بر داوران داور است از اندیشه هركسی برتر است به یزدان كه گرما خرد داشتیم كجا این سرانجام بد داشتیم




‏ />فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
صادق هدایت، نامدارترین نویسنده دوران ما ، مقدمه خود را بر کتاب (( ترانه های خیام )) چنین آغاز می کند : (( شاید کمتر کتابی در دنیا مانند مجموعه ترانه های خیام تحسین شده ، مردود و منفور بوده ، تحریف شده ، بهتان خورده ، محکوم گردید، حلاچی شده ، شهرت عمومی و دنیا گیر پیدا کرده و بالاخره ناشناس مانده. )) هدایت در چند سطر پایین تر چنین می افزاید : (( اگر یکی از این نسخه های رباعیات را از روی تفریح ورق بزئیم و بخوانیم در آن به افکار متضاد ، به مضمون های گوناگون و به موضوع های قدیم و جدید بر می خوریم ، به طوری که اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و ملک و عقیده خود را عوض کرده باشد قادر به گفتن چنین افکاری نخواهد بود. )) نویسنده کتاب (( ترانه های خیام )) بسیاری از کتاب هایی را که در آنها مجموعه رباعیات خیام گرد آوری و چاپ شده اند (( جنگ مغلوطی از افکار مختلف )) می نامد و به آنها لقب (( آش درهم جوش )) می دهد. از قول سعید نفیسی در کتاب (( دمی با خیام )) چنین می خوانیم : (( آنچه تا کنون تحقیق کرده ام خیام ۳۲ بار به زبان انگلیسی، ۱۶ بار به زبان فرانسه، ۱۲ بار به زبان آلمانی، ۱۱ بار به زبان اردو، ۸ بار به زبان عربی، ۵ بار به زبان ایتالیایی، ۴ بار به زبان ترکی و روسی ، ۲ بار به زبان دانمارکی و سوئدی و ارمنی ترجمه شده و ترجمه (( فیتزجرالد )) تا ۱۹۲۵، ۱۳۹ مرتبه به چاپ رسیده است. )) (( ما شاهد بودیم که اهل علم از بین رفته و به دسته ای که عده شان کم و رنجشان بسیار بود منحصر گردیدند. و این عده انگشت شمار نیز در طی زندگی دشوار خود همتشان را صرف تحقیقات و اکتشافات علمی نمودند. ولی اغلب دانشمندان ما حق را به باطل می فروشند و از حد تزویر و طاهر سازی تجاوز نمی کنند و آن مقدار معرفتی که دارند برای اغراض پست مادی به کار می برند و اگر شخصی را طالب حق و ایثار کننده صدق و ساعی در رد باطل و ترک تزو بر ببینند استهزاء و استخفاف می کنند. )) در کتاب نقد و بررسی رباعی های عمر خیام محسن فرزانه دوران خیام را چنین تصویر می کند: (( عصر خیام ، عصر عصیان گران مذهبی و ملی است. عصیان بر حکومت اعراب و ترکان . ناصر خسرو، حسن صباح، عمر خیام و عین القضات همدانی از عاصیان برجسته و معاریف ملی این دوره اند. )) علی دشتی در (( دمی با خیام )) می افزاید : (( در این عصر ، گویی تبی شدید بر مزاج عقلی مردم مستولی شده بود که همه امور زندگی را بابستی از زاویه معتقدات مذهبی بنگرند. )) صادق هدایت در (( ترانه های خیام )) دوران زندگانی خیام را چنین تصویر می کند : (( محیط پست و متعصب خرافات پرست . )) دوران خیام دوران کشتار آزاد اندیشان و حقیقت جویان است. در این دوران ، ترکان سلجوقی بر ایران چیره شده اند و به گفته دشتی (( ترکان سلجوقی نژادی بیگانه بودند و می خواستند بر کشورهای اسلامی حکومت کنند. ناچار دیانت را دستاویز قرار داده کاسه از آش گرمتر شدند. )) کاسه، از آش آن چنان داغ تر شده بود که در دوران خیام واژه فلسفه به ناسزا تبدیل می شود ؛ فیلسوف را کافر، ملحد، زندیق ، خداناشناس و حتا خر می دانستند. کسانی چون سوزنی سمر قندی درباره فیلسوف می گفتند: فلسفه داند و از فلسفه دانان خر است. نزدیک به یک قرن پیش از خیام، دانشمندی به مانند محمد بن زکریای رازی آشکارا از فلسفه دم می زد و از برخورد اندیشه‌هایش با باورهای روحانیان بیم چندانی نداشت. اما در دوران سیاه زندگانی خیام این اندیشمند فرزانه اما سرکوفته ناچار می شود مظلومانه به دفاع از خود بپردازد و بگوید (( دشمن به غلط گفت که من فلسفیم. )). در دوران زندگانی خیام مخالفان علم و دانش و منطق که (( اشعریان )) نامیده می شوند بر جامعه ادبی و فرهنگی چیره شده اند. نظرها و اندیشه های هوادران علم و منطق یا (( معتزلیان )) به شدت کوبیده می شوند. از آنجا که برخی از اندیشمندان گفته اند که آفریدگار پس از آفرینش جهان و خلق انسان دیگر در کار جهان و جهانیان دخالتی ندارد از سوی فقیهان به فلسفه لقب (( علم تعطیل )) داده شده و فیلسوفان را کافر و بی دین نامیده اند. شریعت مداران می گویند نظریه عدم دخالت خدا در کار جهان و جهانیان کفر محض است و معنای آن چیزی جز تعطیل مقام خداوندی نیست. در چنین دوران (( فلسفه ستیزی )) است که خیام نمی تواند ترانه های فلسفی خود را انتشار بدهد؛ حوزه درسی بر پا نمی کند؛ و کالای خطرناک فلسفه را در پنهان گاه نگهداری می کند. در دوران زندگانی (( مولوی )) نیز فقیهان و شریعت مداران ضد علم و فلسفه بسیار نیرومندند. آفریدگار مثنوی، مولانا ، به ناچار سیمای خرد ستیزی و فلسفه براندازی برخود می گیرد و شاید هم از بیم جان و فشار زمانه می گوید...


طبقه بندی: ایران زمین، 
برچسب ها: عمر خیام، خیام نیشاپوری،  

تاریخ : جمعه 28 اردیبهشت 1397 | 05:48 ب.ظ | نویسنده : آریا آریانیان | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب عکس
  • وب لیونکس
  • وب سیتی جاوا
  • وب یاسین دانلود